¨*•¸.ღミミدر جست وجوی عشقミミღ ¸.•*¨
بالاخره پیدات میکنم
خب پس عشقی جز خدا هست؟؟؟
و من هم چنان سرگشته وحیران به دنبال عشق واقعی... كوه چون سنگ بودتنهاشد ياچون تنهابودسنگ شد! من كه نه سنگ بودم نه كوه. من چراتنهاشدم. صبر کن سهراب!!!! گفته بودی قایقی خواهم ساخت، قایقت جا دارد ، من هم از اهل زمین خسته شدم!!!
با تو ام بچه جان! بچه ۹ ساله، ده ساله! که هیچ بودی، خاک بودی، خوراک شدی، هشتاد سال دیگر، نود سال دیگر، يك بچه شير مي شي، خاك ميشي، دور ميزني، دايره اي، بي جهت، بي معني، توخالي: باز از آخر، ميرسي به اول، مثل صفر، وقتي براي خودت زندگي كني وقتي بخواي فقط براي خودت باشي، تنها باشي، وقتي بخواي فقط با صفر ها باشي، عمر تو، مثل يك خط منحني، روي خودت دور ميزنه، مثل صفر، باز از آخر ميرسي به اول! ميموني، ميگندي، مثل مرداب، مثل حوض، بسته ميشي مثل دايره، مثل"صفر"! اما اگر جلوي "يك" باشي، از پوچي و از تنهائي در بياي، همنشين "يك" بشي...؟! بايد براي ديگران زندگي كني، عمر تو مثل يك خط افقي، پيش ميره، مثل راه، مثل رود، وقتي بخواهي از خودت دور بشي، از آخر به آبادي ميرسي، مثل راه! از آخر، ميريزي تودريا، مثل رود! واگر جلوي "يك " بنشيني، اگر فقط براي يك باشي، از پوچي و تنهايي در بياي، بايد براي ديگران بميري مثل یک شهید این پست در مورد ایمان و انسان های مومنه!! متنش از خودمه البته با استفاده از قرآن کریم!!
كسي كه به خداوند ايمان داشته باشد محال است كه نيتش در افعال غير از او باشد. انساني كه به خداوند ايمان دارد ميداند كه او از صبرش در گرفتاري ها و مشكلات آگاه است و تلاش هايش را نظاره ميكند. هميشه همراه حق است. حتي اگر گروه آن كم باشد زيرا ميداند كه خداوند طرفداران حق را ياري ميكند و همين برايش كافيست. ايمان منشأ آرامش است، ايمان باعث ميشود كه انسان محبوب ديگران شود. ايمان به قدرت انسان مي افزايد. ايمان به انسان شهامت ميدهد، ايمان قدرت احسان كردن را بالا ميبرد و... با توجه به آيات قرآن انسان مؤمن۹صفت دارد : « توبه كار است، عبادت كار است، سپاس گزار است، از يك كانون عبادت و پرستش به كانون ديگري رفت و آمد دارد، ركوع كننده است، سجده كننده است، آمر به معروف است، ناهي از منكر است و حافظ حدود خداست» خداوند چنين كساني را به خير و سعادت بشارت داده است و بهترين زندگي و سرانجام را برايشان رقم زده است. دوستانم آرزو میکنم شما هم به این درجه از انسانیت برسید!
عشق توصیف کردنی نیست
من تو را میخواهم و تو او را... .![]()
این زجر است ... این دیوانگی ست![]()



برچسبها: خدا نزدیک است, عشق پیدا شد, دیوانه, توصیف عشق, رها, ابراز
در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد
در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد
در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد
لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند
در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد
در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد



علاقه به شخص يا شيء وقتي كه به اوج شدت برسد، به طوري كه وجود انسان را مسخر كند و حاكم مطلق وجود او گردد عشق ناميده ميشود.![]()
اثر عشق از لحاظ روحي در جهت عمران و آبادي روح است و از لحاظ بدن در جهت گداختن و خرابي. عشق در بدن باعث ويراني و موجب زردي چهره و لاغري اندام و اختلال اعصاب ميشود.![]()
عشق هاي مجازي و شهواتي به سرعت مي آيد و به سرعت ميرود. قابل اعتماد و توصيه نيست. خطرناك است.![]()
عشق هاي شهواتي ممكن است سودمند باشد و آن هم در صورتي است كه با تقوا و عفاف توأم گردد. ![]()
عشق بيش از هر عامل ديگري ضد عقل است. هر جا پاگذاشت عقل را از حكومتش بركنار ميكند. اين است كه عقل و عشق در ادبيات عرفاني به عنوان دو رقيب معرفي ميشوند. ![]()
عشق فهم را تيز ميكند.ونه تنها عيب را ميپوشاند بلكه آن را حسن جلوه ميدهد. اين است كه عاشق عيب معشوق را هنر ميبيند و خارش را گل و ياسمن!![]()
عشق مثل علم نيست كه هميشه تابع معلوم باشد. ![]()
يكي از آثار عشق اين است كه هرجاپرتو افكند آنجارازيبا ميكند.![]()



برچسبها: عشق, عقل, شهوت, علاقه, عفاف, عاشق, معشوق, علم, ادبيات عرفاني, شهید مطهری

برچسبها: عمر زود گذر, شهادت, احمدی روشن, صفر, جبهه
![]()
![]()
![]()
![]()


برچسبها: قرآن, مومن, ویژگی های انسان مومن, خدا شناسی










